زمستان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
 نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
 که ره تاریک و لغزان است
 وگر دست محبت سوی کسی یازی 
 به کراه آورد دست از بغل بیرون 
  که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک 
  چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟


 

نوشته شده توسط نازنین در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 1:34 موضوع | لینک ثابت